لغت نامه دهخدا
ربع مدبر. [ رُ ع ِ م ُ ب ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ربع مؤنث. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). رجوع به ربع مؤنث شود.
ربع مدبر. [ رُ ع ِ م ُ ب ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) ربع مؤنث. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). رجوع به ربع مؤنث شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خواهد که خرمن تو بسوزند نیز هر مدبری که سوخته شد خرمنش
💡 فرمود: با شكسته شدن عزمها و همت ها؛ چون تصميم به انجام كارى گرفتم، مانعشد. و چون عزم كردى پس قضاى الهى با عزمم مخالفت نمود؛ پس دريافتم كه مدبر،كسى است جز من.
💡 از اول و آخرش بپرسیدم آنگاه وز علت تدبیر که هست اصل مدبر
💡 هزار فرسنگ از چون خودی چو بگریزم بجاست لیک چو من مدبری بدهر کجاست؟
💡 پشت امم، مدبر روی زمین که هست خاک جناب عاطفتش پادشه نشان
💡 زین هوس مردم که وقتی سر نهم بر آستانت بین چه جایی می نهم من هم چنین مدبر سری را