رانگ رنگ

لغت نامه دهخدا

رانگ رنگ. [ ] ( اِخ ) ناحیتی است از تبت بهندوستان و چینستان پیوسته و اندر تبت ناحیتی از این درویش تر نیست. جای ایشان در خیمه هاست و خواسته ایشان گوسپند است و خاقان تبت از ایشان سرگزیت ستاند ببدل خراج، و این ناحیت یک ماه راه است اندر یکماهه، گویند بر کوههای وی معدن زر است و اندر وی پاره زر یابند چند سر گوسپند بیک پاره، و هرکه از آن زر برگیرد و بخانه برد، مرگ اندر آن خانه افتد تا آنگه که آن زر بجای خود بازبرند. ( از حدود العالم چ ستوده ص 73 ). و رجوع به ص 25 همان کتاب شود.

فرهنگ فارسی

ناحیتی است از تبت بهندوستان و چینستان پیوسته و اندر تبت ناحیتی از این درویش تر نیست.

جمله سازی با رانگ رنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای ولایت خاتم جان رانگین نور یزدان،رحمة للعالمین

💡 ژانگ رانگ و حدود ۱۰ خواجه دیگر توانستند امپراتور شائو و شاهزاده چن‌لیو را با نیروهای امپراتوری به رهبری لو ژی و مین گونگ (閔貢) به ساحل رودخانه بیاورند. ژانگ رانگ رو به امپراتور شائو کرد و با گریه گفت: "ما نابود خواهیم شد و هرج و مرج در امپراتوری رخ خواهد داد. اعلیحضرت لطفا مواظب خودت باش!" سپس خود را به داخل رودخانه انداخت و غرق شد.

💡 تای رانگ (تایلندی: ไทยรุ่ง) شرکت خودروسازی تایلندی است، که در سال ۱۹۶۷ تأسیس شد.

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز