لغت نامه دهخدا
دیرباوری. [ وَ ] ( حامص مرکب ) صفت و حالت دیرباور.
دیرباوری. [ وَ ] ( حامص مرکب ) صفت و حالت دیرباور.
صفت و حالت دیر باور.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 واژه بار باوری به عنوان یک اصطلاح نخست اشاره به آن دسته از مذاهب بومیان جنوب اقیانوس آرام بود که پس از جنگ دوم جهانی رشد کردند. مناسک این گروهها حول ساختن اشکال تقلیدی هواپیما و فرودگاههای نظامی متمرکز بود به این امید که هواپیماهای خدایگونهای را که در طول جنگ محمولههای شگفتانگیزی آورده بودند باز احضار کنند.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به یک سال خوب، نیمکتهای پارک، جما باوری و کارگزار مرا خبر کنید! اشاره کرد.
💡 واقع باوری عبارتست از مشاهده دقیق واقعیتهای زندگی، تشخیص درست علل و عوامل آنها و بیان و تشریح و تجسم آنها است.
💡 شهادت در ایران به استفادههای دینی، باوری، سیاسی و اجتماعی از اصطلاح مذهبی شهادت در کشور ایران، اشاره دارد.
💡 بر خلاف باوری که در آن این نوع رژیم غذایی را به علت استفاده از گیاهان کاشتهشده و گوشتهای غیرفرآوری موجب کاهش اشتها میداند، برخی یافتههای جدید محققان نشان میدهد که این نوع رژیمهایِ سرشار از فیبر باعث کاهش اشتها نمیشوند.