دیر باور
مترادفها
شکاک، سختباور
متضادها
زودباور
لغت نامه دهخدا
دیرباور. [ وَ ] ( ص مرکب ) بدباور. مقابل خوش باور، زودباور. شکاک. مرتاب. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
بد باور. مقابل خوش باور زود باور.
جمله سازی با دیر باور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر واژ با سودآوری فیلم «آگراندیسمان»، «قلهٔ زابریسکی» با شکست در فروش و با زیانی بزرگ برای بنگاه فیلم MGM انجامید. آنتونیونی در خودشکسته و سرخورده برای پنج سال خاموش ماند و اگرچه «مسافر/ حرفه: خبرنگار» فیلم ۱۹۷۵ او (با بازی جک نیکلسون) یکی از ارجمندترین فیلمهای دههٔ ۱۹۷۰ شناخته شد، آیندهٔ کاری او برای همیشه تیره گردید. «مسافر» داستان «دیوید لاک» گزارشگر سرخورده و دیر باور تلویزیونی است که به آفریقای اپاختر آمده تا جنگهای در میهنی را دنبال کند. مردی در میهمان سرایش مرده ست و او خود را به جای آن مرده وانمود میکند؛ و از اینروست که اندکی از آن پس میباید که با مردمانی ناشناس و دوستان و همسری بیگانه که بهجستجوی آن مرده آمدهاند روبرو شود و مدارا کند. و این فیلمی بود اندیشناک و پر پریش که کسایی مردمان و سرشت و سرنوشتشان را به پرسش میگرفت و مرز میان گشتهها و انگاشته را میآزمایید. هفت دقیقهٔ سترگ و شگرف پایانی این فیلم، که سرانجام «لاک» را در یک برداشت تک و دراز نشان میدهد، یکی از گفتگو برانگیزترین انداختهای تاریخ سینماست. دوربین از اتاق او بیرون کشیده میشود و در حیاط به پرسه میرود و مردمان و چیزها به درون انداز میآیند و برون میشوند تاکه دوربین در چرخهٔ خود به اتاق بازمیگردد و لاک را مرده مییابد.
💡 اگر او در مقابل شیر پایداری کند موجودات وحشتانگیز دیگری به سراغش خواهند آمد؛ ببر و پلنگ و اژدها و امثالهم که باید درمقابل همه آنها پایداری کند و هیچ نشانه ای از ترس و وحشت از خود بروز ندهد. اگر موفق به انجام این کارها شود در روز چهلم به مقصود خود خواهد رسید و جنها که نتوانستهاند بر وی غلبه کنند خدمتکارش میشوند. من همه این دستورها را با صداقت انجام دادم و همانطور که قرار بود در روز بیست و یکم شیری پیدا شد و به داخل محوطه مندل آمد من خیلی وحشت کردم ولی هر طور بود پایداری کردم. روز بعد یک ببر پیدا شد و من باز هم توانستم بر وسوسه فرار از صحنه غلبه کنم اما روز بعد با پدیدار شدن اژدهایی مهیب و ترسناک دیگر نتوانستم ترس و وحشتم را مهار کنم و از محوطه مندل به بیرون دویدم و از خیر تسخیر اجنه گذشتم. پس از اینکه مدتی از این واقعه گذشت من مطالعه را در فلسفه دنبال کردم و به این نتیجه رسیدم که آنچه دیده بودم فقط توهم ذهنی بودهاست که تحت تأثیر انتظارها و نیز انزوای مکانی، گرسنگی و شب بیداریها پدیدار شده بود. برای کشف حقیقت یکبار دیگر همان مراسمی را که دفعه قبل انجام داده بودم تکرار کردم اما این بار با روحیه دیر باوری و شکاکیت فلسفی.