لغت نامه دهخدا
دولت اندیشی. [ دَ / دُو ل َ اَ ] ( حامص مرکب )صفت دولت اندیش. در اندیشه دولت بودن:
به دامان گل کند از باغ بینش دولت اندیشی
که پیش آید به کار دیگران از کاردانی ها.میرزا رضی دانش ( از آنندراج ).و رجوع به دولت اندیش شود.
دولت اندیشی. [ دَ / دُو ل َ اَ ] ( حامص مرکب )صفت دولت اندیش. در اندیشه دولت بودن:
به دامان گل کند از باغ بینش دولت اندیشی
که پیش آید به کار دیگران از کاردانی ها.میرزا رضی دانش ( از آنندراج ).و رجوع به دولت اندیش شود.
صفت دولت اندیش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیدل امل اندیشیام از عجزرساییست واماندگی افکند به این راه درازم
💡 تا کی خود را ز پای و سراندیشی پیش و پس و زیر و هم زبر اندیشی
💡 از مرگ چه اندیشی چون جان بقا داری در گور کجا گنجی چون نور خدا داری
💡 هر آنکو مرگ اینجا آرزویست زپیش اندیشی اندر گفت و گوی است
💡 چند اندیشی خیال نیک و بد خود همی دانی تو خود را پرخرد
💡 حرص نوش از نیش گردیده است چشمش را حجاب کوته اندیشی که از لذات دنیا بشکفد