لغت نامه دهخدا
دولت اندیش. [ دَ / دُو ل َ اَ ] ( نف مرکب ) که فکر نعمت و خوشبختی کند. که به سعادت و نعمت اندیشد. ( یادداشت مؤلف ):
فرستادت اقبال من پیش من
زهی طالع دولت اندیش من.نظامی.
دولت اندیش. [ دَ / دُو ل َ اَ ] ( نف مرکب ) که فکر نعمت و خوشبختی کند. که به سعادت و نعمت اندیشد. ( یادداشت مؤلف ):
فرستادت اقبال من پیش من
زهی طالع دولت اندیش من.نظامی.
که فکر نعمت و خوشبختی کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که داری در سرای دولت خویش مبارک روی دختی دولت اندیش
💡 آورد جوان دولت اندیش شمشیر و قلم نهاد در پیش
💡 فرستادت اقبال من پیش من زهی طالع دولت اندیش من