لغت نامه دهخدا
دورفرودی. [ ف ُ ] ( حامص مرکب ) حالت و صفت دورفرود. عمق. گودی. ژرفا. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به دورفرود شود.
دورفرودی. [ ف ُ ] ( حامص مرکب ) حالت و صفت دورفرود. عمق. گودی. ژرفا. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به دورفرود شود.
حالت و صفت دور فرود. عمق.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساده سازی این معادله نشان می دهد که میان فاصله بین المان تا صفحه مشاهده با شعاع انحنا جبهه موج روی صفحه رابطه ریاضی برقرار است. فاصله فرانژها نیز به همان اندازه است و دقیقاً عمود بر جهت المان. زمانی که پرتوهای فرودی به طور کامل موازی نباشند جهت فرانژها تغییر خواهد کرد بنابراین اختلاف راه میان دو پرتو بازتابی تغییر خواهد کرد (وابسته به جهت انحنا، نسبت به حالت موازی، افزایش یا کاهش خواهد یافت.)
💡 در این رابطه (I0 (x,y شدت نور عبوری و (Ii(x,y شدت نور فرودی میباشد. اگر شدت نور فرودی ثابت باشد در انصورت شدت نور عبوری متناسب با ضریب عبور خواهد شد که این باعث میشود که تصویر (t(x,y با نور عبوری بیان شود، همانند اتفاقی که در پروژکتور میافتد.
💡 EBSD را میتوان برای یافتن جهت کریستالی ماده واقع در حجم برهمکنش پرتو الکترون فرودی استفاده کرد؛ بنابراین، با اسکن پرتو الکترونی به روشی تجویزشده (معمولاً به صورت شبکهٔ مربع یا شش ضلعی، اصلاح کوتاهشدن تصویر به دلیل شیب نمونه) منجر به بسیاری از نقشههای ریزساختاری غنی میشود.
💡 وابستگی زاویهای تشخیص را میتوان با استفاده از یک آشکارساز متحرک، یا عملاً با جدا کردن آشکارساز مانع سطحی به سلولهای مستقل زیادی که میتوان بهطور مستقل اندازهگیری کرد، به دست آورد و محدودهای از زوایای حول پراکندگی مستقیم (۱۸۰ درجه) را پوشش داد. وابستگی زاویه ای پرتو فرودی با استفاده از یک مرحله نمونه کج کنترل میشود.