دوا بوذ

لغت نامه دهخدا

دوابوذ. [ دُ ] ( معرب، اِ ) دیابوذ، و آن پارچه ای است که بر دو پود بافته می شود. ( از المعرب جوالیقی ص 138 ). دوپود. دوپوده. دیبوذ. ( منتهی الارب ). رجوع به دیابوذ شود.

فرهنگ فارسی

دیابوذ و آن پارچه ایست که بر دو پود بافته می شود.

جمله سازی با دوا بوذ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دوا شد درد جانان پیش آن ماه وصال از درد اینجا یافت ناگاه

💡 از فکر خلق عشق خدا کرد فارغم این درد از هزار دوا کرد فارغم

💡 بیمار فاقه گشتم و هیچم طبیب نیست آخر بکن دوای من خسته نزار

💡 از دُردی درد ما دوا یافته ‌ایم در کنج فنا گنج بقا یافته ‌ایم

💡 آتش دل را دوا می خواستم از طبیب و صبر فرمودم جواب

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز