لغت نامه دهخدا
دشنام فرستادن. [ دُ ف ِ رِ دَ ] ( مص مرکب ) دشنام پیغام دادن:
واعظ صفت میکده سر کرد به مجلس
در پرده به رندان همه دشنام فرستاد.واله هروی ( از آنندراج ).
دشنام فرستادن. [ دُ ف ِ رِ دَ ] ( مص مرکب ) دشنام پیغام دادن:
واعظ صفت میکده سر کرد به مجلس
در پرده به رندان همه دشنام فرستاد.واله هروی ( از آنندراج ).
دشنام پیغام دادن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حمزه پس از فرستادن نامه، با سیهزار سوار از زهاد و قراء، برای جنگ با هارون از سیستان خارج شد.
💡 معاویه به اطرافیان و دوستانش از حسین شکایت کرد، اما از تهدید بیشتر خودداری نمود و هدیه فرستادن به حسین را ادامه داد..
💡 همانطورکه پیش از این گفته شد در ایستگاه هواشناسی اصفهان کار اندازهگیری و مراقبت ازن با فرستادن دستگاه ازن سوند انجام میشود.
💡 و نيز فرستادن صلوات قبل از خواب كه مورد دستور پيغمبر اكرم بدخترش مى باشدحائز اهميت بسيار و فضيلت بى شمار و فوائدى است كه از جمله آن فوائد موضوعشفاعت در قيامت است و حضرت ختمى مرتبت فقط متذكر همين قسمت گرديده اند وگرنهمطابق مستفاد از اخبار صادره از مقام عصمت
💡 سرانجام برادران وارد بر يوسف شدند، و به او اعلام داشتند كه دستور تو را به كاربستيم و با اينكه پدر در آغاز موافق فرستادن برادر كوچك با ما نبود با اصرار او راراضى ساختيم، تا بدانى ما به گفته و عهد خود وفاداريم.
💡 ۲بافرهای دیجیتال: در اتصالات بین سختافزارها، فرستادن داده به شبکه، بازخوانی اطلاعات، ویا نمایش خروجی کاربرد دارند؛ که دلیل استفاده از بافر احتمال تفاوت سرعت آنها یا زمان آغاز بکار بخشهای مختلف میباشد.