داو نیافتن

لغت نامه دهخدا

داو نیافتن. [ن َ ت َ ] ( مص مرکب ) مقابل داو یافتن. || کنایه از نانشستن نقش باشد بمراد. ( برهان ). کنایه از اینست که نقش بعیش و مراد ننشیند. چیزی بدلخواه نیافتن. ناکامی. مقابل نشستن نقش است بمراد:
حجام به نرد عیش غم داو نیافت
در عرصه غم بغیر غم داو نیافت
داغ تو اگر چه نقش بسیار نشاند
تا درد دلم نکرد غم، داو نیافت.ظهوری.رجوع به ترکیب داو نیافتن ذیل لغت داو شود.

فرهنگ فارسی

مقابل داو یافتن

جمله سازی با داو نیافتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مک‌لوهان به دلیل نیافتن شغل مناسب در کانادا، برای سال تحصیلی ۳۷–۱۹۳۶ به عنوان دستیار استاد در دانشگاه ویسکانسین-مدیسن مشغول کار شد.

💡 پدر سابرینا برای آنکه سابرینا را از بند این عشق دست نیافتنی برهاند، وی را برای فراگیری هنر آشپزی به آموزشکده‌ای در پاریس می‌فرستد. ماندن در پاریس دیری نمی‌پاید و سابرینا پس از دو سال پخته‌تر و باوقارتر به خانه بازمی‌گردد.

💡 محرم نویدکیا، بزرگترین اسطوره فوتبال اصفهان در شهرآورد شماره ۵۹ دو تیم در تاریخ ۲۴ مهر سال ۱۳۹۵ رسماً از دنیای فوتبال خداحافظی کرد. در پایان آن دیدار احسان حاج صفی و حسین پاپی خداحافظی او را نیمه کاره گذاشتند. محرم نویدکیا در حالی از فوتبال خداحافظی کرد که با کسب ۵ قهرمانی لیگ برتر و ۴ قهرمانی جام حذفی به عنوان کاپیتان رکوردی دست نیافتنی در فوتبال ایران ثبت کرد.

💡 جسیکا الهام بخش هزاران انسانی شد که آرزوهای خود را دست نیافتنی می دیدند.

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز