لغت نامه دهخدا
خمرفروش. [ خ َ ف ُ ] ( نف مرکب ) باده فروش. می فروش. شرابی. خمار. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خمرفروش. [ خ َ ف ُ ] ( نف مرکب ) باده فروش. می فروش. شرابی. خمار. ( یادداشت بخط مؤلف ).
باده فروش می فروش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیشترین فروش این لوکوموتیو به آلمان، لهستان، اتریش، سوئیس، هلند و ایتالیا میباشند.
💡 هرگز به یُمنِ عاطِفَتِ پیرِ مِی فروش ساغر تُهی نشد ز مِیِ صافِ روشنم
💡 گر تجارت میکنی خود را به یار خود فروش تا زیانت سود گردد باش خود بازار خویش
💡 شد عمر و قید بندگی از گردنم نرفت سرمایه باختم به فروش و خرید خویش
💡 برای ساخت رومئو باید بمیرد، بیست و پنج میلیون دلار هزینه شد. این فیلم در گیشه بیش از نود و یک میلیون دلار فروش کرد.
💡 این فیلم موفق شد در ایالات متحده ۳۰٬۰۰۴٬۹۲۴ دلار و در دیگر کشورهای جهان ۸۴٬۹۳۸٬۷۰۷ دلار و در مجموع ۱۱۴٬۹۴۳٬۶۳۱ دلار فروش کند.