لغت نامه دهخدا
خلوگرده. [ خ ُ گ ُ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) نوعی از آلوی بزرگ باشد و بعضی گویند میوه ای است شبیه شفتالو. ( برهان قاطع ) ( از ناظم الاطباء ).
خلوگرده. [ خ ُ گ ُ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) نوعی از آلوی بزرگ باشد و بعضی گویند میوه ای است شبیه شفتالو. ( برهان قاطع ) ( از ناظم الاطباء ).
نوعی از آلو بزرگ باشد و بعضی گویند میوه ایست شبیه شفتالو.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جان من چون سفره خود را درکشد از سحر او گرده گرم از تنورت بخشدش پهناییی
💡 شیوع حساسیت فصلی بین ماههای بهار تا شهریور به دلیل وجود گرده گیاهان در هوا بیشتر است. گرما، رطوبت و وزش باد از دیگر عوامل تشدیدکننده آن است.
💡 سیفآباد یک منطقهٔ مسکونی در ایران است که در دهستان گرده واقع شدهاست. براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، سیفآباد ۲۸ نفر جمعیت دارد.
💡 رشتهٔ جان صد گرده چو رشتهٔ تب داشت غم به دل یک گره هزار برافکند
💡 نام و نشان او را گفت. موسى عليه السلام به نزد وى رفت و ديد عبادت او خيلى زياداست. شب كه شد براى آن مرد دو گرده نان و ظرف آبى آوردند. عابد به موسى عليهالسلام گفت:
💡 دل که بیمار شد از آرزوی قلیه برنج با عسل گرده کنون بهر شفا می آید