لغت نامه دهخدا
خفته سیاری. [ خ ُ ت َ / ت ِ س َی ْ یا ] ( حامص مرکب ) عمل خفته سیار. خفته روی. ( یادداشت بخط مؤلف ). || بیماریی است که بر اثر آن بیمار در خواب راه می رود. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خفته سیاری. [ خ ُ ت َ / ت ِ س َی ْ یا ] ( حامص مرکب ) عمل خفته سیار. خفته روی. ( یادداشت بخط مؤلف ). || بیماریی است که بر اثر آن بیمار در خواب راه می رود. ( یادداشت بخط مؤلف ).
عمل خفته سیار خفته روی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ما در اندیشه که از ما بود این سیر و سکون غافلیم از اثر ثابت و سیاری چند
💡 گاهی سرت به مطبخ و، گه بر سر سنان با سر عجب تو ثابت و سیاری، ای حسین
💡 زبس فزود جلالت بر آن رسید که چرخ بجای ماند و باز ایستد ز سیاری
💡 همیشه تا که بود در زمانه حیوانی همیشه تاکه بود بر سپهر سیاری
💡 بر رخت می کند آن زلف سیه سیاری صحن فردوس نگر جلوه کند هندوئی
💡 نه قمر سیر بعقرب کند و ماه تر است بر قمر سیر کنان عقرب سیاری چند