لغت نامه دهخدا
خرپا کوفتن. [ خ َ ت َ ]( مص مرکب ) خرپا کوبیدن. رجوع به خرپا کوبیدن شود.
خرپا کوفتن. [ خ َ ت َ ]( مص مرکب ) خرپا کوبیدن. رجوع به خرپا کوبیدن شود.
خرپا کوبیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دور از شما و ما! چون درآیند در سخن گویی به وقت کوفتن زهر هاونند
💡 در اعضای خاک آب را بسته کرد ز بس کوفتن کوه را خسته کرد
💡 شب آمد جهان سر به سر تیره گشت مرا بازو از کوفتن خیره گشت
💡 ز سام و رستم اگر تیغ ماند و گرز و سلاح به وقت کوفتن دشمنان به روز قتال
💡 دلش بد همچو تفته آهن و روی که گاه کوفتن آتش جهد زوی
💡 کبر چیست آبی بهاون کوفتن وز منی بر دوست و دشمن کوفتن