لغت نامه دهخدا
خرپا کوبیدن. [ خ َ دَ ] ( مص مرکب ) کوبیدن و نصب کردن خرپا. برقرار کردن خرپا روی سقف. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خرپا کوبیدن. [ خ َ دَ ] ( مص مرکب ) کوبیدن و نصب کردن خرپا. برقرار کردن خرپا روی سقف. ( یادداشت بخط مؤلف ).
کوبیدن و نصب کردن خرپا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از انواع رقص زنانه سیستانی میتوان به رقص پایکوبی اشاره کرد که صورت ویژه آن کوبیدن متناوب پا بر زمین به دنبال ضربهای مشخص ساز دایره میباشد.
💡 بایرن-چلسی: بایرن آماده هانسی فلیک پس از در هم کوبیدن چلسی در استمفورد بریج در بازی برگشت هم آنه را با ۴ گل شکست داد و به مرحله بعد رفت.
💡 "همه میگویند جلوی دروازه اتوبوس پارک کردیم، اتوبوس پارک نکردیم، هواپیما پارک کردیم و به دو دلیل این کار را انجام دادیم. یک، چون فقط ۱۰ بازیکن داشتیم و دو، چون ما آنها را ۳-۱ در سن سیرو شکست دادیم، نه با پارک کردن اتوبوس یا قایق یا هواپیما، بلکه با درهم کوبیدن آنها."
💡 شیوه رقص: طرفداران متال اغلب احتمال دارد که به جای رقص معمولی به ماشینگ و هدبنگینگ مشغول شوند. (ماشینگ یک آیین رایج در کنسرتهای راک است و کوبیدن خود به سمت دیگران در صحنه رقص میباشد و هدبنگینگ حرکت تکانی سر به سمت بالا و پایین و همزمان با ریتم موسیقی است.)
💡 همسر ژوانگزی درگذشت. وقتی هویزی برای تسلیت رفت، ژوانگزی را دید که با پاهای بیرونزده نشسته، روی تشت میکوبد و آواز میخواند. هویزی گفت: «تو با او زندگی کردی، او فرزندانت را بزرگ کرد و پیر شد. فقط کافی است که برای مرگ او گریه نکنیم. اما کوبیدن به تشت و آواز خواندن؛ این خیلی دور از ذهن است، اینطور نیست؟»