شاه ددان

لغت نامه دهخدا

شاه ددان. [ هَِ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) شیر. اسد. لیث. غضنفر. حارس:
به شاه ددان کلته روباه گفت
که دانا زد این داستان در نهفت.ابوشکور.

فرهنگ فارسی

شیر اسد لیث

جمله سازی با شاه ددان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ندانی که شاه ددان سربه‌سر بر شاه مردان ندارد هنر

💡 خویش‌ را فربه‌ مکن از خوردن و خفتن که شیر زان بود شاه ددان کاو را میانی لاغر است

💡 بر هوا از حشمت آن شاه مرغان شد عقاب بر زمین از فخر این شاه ددان شد شیر نر

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز