لغت نامه دهخدا
خایسک پذیر. [ ی ِ پ َ ] ( نف مرکب ) نعت است مر فلزی را که خاصیت چکش خوری دارد.
خایسک پذیر. [ ی ِ پ َ ] ( نف مرکب ) نعت است مر فلزی را که خاصیت چکش خوری دارد.
نعت است مر فلزی را که خاصیت چکش خوری و آن خاصیتی باشد مر فلزات را که در زیر چکش اجزائ آنها از هم نمی گسلد و فرو نمی ریزد مگر آنکه از حد معینی که برای هر فلزی مشخص است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر چشم شرک تازد پیکان شرک سوزش با فرق کفر سازد خایسک کفر مالش
💡 بر سر گل خورد یکی خایسک چون به هنگام مهر میخ درم
💡 چو سندان کسی سخت رویی نکرد که خایسک تأدیب بر سر نخورد
💡 پس شد اندر دکان آهنگر دم و خایسک دید و پتک و تبر
💡 به ایشان همی کوفت گرز گران چو خایسک و سندان آهنگران
💡 چون سر خصم تو کوبد فلک تافته گر پای خایسک بسی بر سر سندان آرد