لغت نامه دهخدا
خانه شطرنج. [ن َ / ن ِ ی ِ ش َ رَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خانه هایی که بر روی نطع شطرنج برای مهرگان است:
پرده ناموس نبود بهر جانبازان عشق
خانه شطرنج را کی حاجت دیوارهاست.خان آرزو ( از آنندراج ).
خانه شطرنج. [ن َ / ن ِ ی ِ ش َ رَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خانه هایی که بر روی نطع شطرنج برای مهرگان است:
پرده ناموس نبود بهر جانبازان عشق
خانه شطرنج را کی حاجت دیوارهاست.خان آرزو ( از آنندراج ).
خانه هایی که بر روی نطع شطرنج برای مهرگان است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حادثه در نرد درد و فتنه در شطرنج رنج بد سگالت را حریف آب دندان یافته
💡 او به نمایندگی از شیلی در المپیادهای شطرنج ۱۹۹۰, ۱۹۹۸, ۲۰۰۴, ۲۰۱۰ و ۲۰۱۲ میلادی حضور داشتهاست.
💡 در نرد دلربایی و شطرنج دلبری دل را اسیر ششدر و شهمات کرده ای
💡 شد خاطر تو پاسخ منصوبهٔ شطرنج شد فکرت تو حاصل آرایش معدن
💡 درین عرصه، اسبم چه جوید خوید؟ که چون اسب شطرنج، کاهی ندید
💡 نام تیمور رجبوف، شهریار ممدیاروف، وقار حشیمف در فهرست ۲۰ قویترین شطرنج باز فدراسیون بینالمللی شطرنج قرار دارند.