لغت نامه دهخدا
خارتاتاری. [ رِ ]( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) گیاهی است که تمام آن را خارهای بسیار فراگرفته و نهنج آن شبیه بگل گندم است. جنس آن بسیار زیاد و در نقاط خشک میروید. ( از گیاه شناسی تألیف گل گلاب ص 261 ).
خارتاتاری. [ رِ ]( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) گیاهی است که تمام آن را خارهای بسیار فراگرفته و نهنج آن شبیه بگل گندم است. جنس آن بسیار زیاد و در نقاط خشک میروید. ( از گیاه شناسی تألیف گل گلاب ص 261 ).
گیاهی است که تمام آنرا خارهای بسیار فرا گرفته و نهنج آن شبیه به گل گندم است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ببالد مشک تاتاری اگر از بوخطا باشد به کف باد صبا را باشد از زلف توتا تاری
💡 تاتاری از آن طرهام باشد بکف روزم سیه گر آرزوی نافهٔ آهوی تا تاری کنم
💡 امیرحسین تاتاری (زادهٔ ۱۸ اردیبهشت ۱۳۶۷ در مشهد) بازیکن بسکتبال اهل ایران است که برای باشگاه بسکتبال الوصل امارات بازی می کند.
💡 زبان اوروم شاخهای از زبان ترکی که در نواحی جنوبشرقی اکراین رایج است. و بیشتر به عنوان لهجهای از زبان تاتاری کریمه در نظر گرفته میشود. جامعهای از اوروم زبانان در کشور گرجستان نیز سکونت دارند.
💡 او با مطالعه ابتدا زبان تاتاری و سپس زبانهای دیگر شرقی آشنا شد و از این طریق کیکاووس بن اسکندر را شناخته و به کتاب قابوسنامه علاقمند شد و آن را به زبان روسی برگرداند.
💡 نیابم بوس شفتالو چو بگریزم ز بیبرگی نبویم مشک تاتاری گر از تاتار بگریزم