لغت نامه دهخدا
حبیب کدخدا.[ ح َ ب ِ ک َ خ ُ ] ( اِخ ) رجوع به حبیب اﷲ کدخدا شود.
حبیب کدخدا.[ ح َ ب ِ ک َ خ ُ ] ( اِخ ) رجوع به حبیب اﷲ کدخدا شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خانهٔ محروس و فرزند عزیز شاه را کدخدای نامداری و وزیر نامور
💡 درین سال،شاه جهان کدخدای فرستاده ای گرد وپاکیزه رای
💡 چو بشنید از او این سخن کدخدای بکرد آنچه گفتش بدو رهنمای
💡 ره از دزد ویران، ده از کدخدای زر وسیم نایاب و دهقان گدای
💡 کیومرث شد بر جهان کدخدای نخستین به کوه اندرون ساخت جای
💡 این بگفت و اشک از چشمان فشاند کدخدای آن سرا حیران بماند