لغت نامه دهخدا
حبیب اﷲ کدخدا. [ ح َ بُل ْ لاهَِ ک َ خ ُ ] ( اِخ ) رجوع به حبیب اﷲ ساوجی شود.
حبیب اﷲ کدخدا. [ ح َ بُل ْ لاهَِ ک َ خ ُ ] ( اِخ ) رجوع به حبیب اﷲ ساوجی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از طوایف گچی هستند. کدخدای این طایفه میرزا حسین سلیمانی بودهاست. خانوادههای سلیمانی و منصوری از این طایفهاند.
💡 گفت « پارهای آرد ده، ای کدخدا » گفت « پنداری که هست این آسیا ؟»
💡 آمدی مهمانِ فرزند وزیرِ خویشتن آن وزیرِ نیکبخت و کدخدای نیکخواه
💡 نانی که از کسان طلبی بر خدا نویس کاخر خدای جانت به از کدخدای نان
💡 خواجه واژهای فارسی به معنای آقا، بزرگ، کدخدا، رئیس خانه و همچنین ثروتمند و صاحب مکنت است.