لغت نامه دهخدا
تریاک کاری. [ ت َ / ت ِرْ ] ( حامص مرکب ) کشت خشخاش برای تریاک. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
تریاک کاری. [ ت َ / ت ِرْ ] ( حامص مرکب ) کشت خشخاش برای تریاک. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
کشت خشخاش برای تریاک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیست تریاک و فسون من بجز جانان که ساخت مهرش از صبح ازل در جان و دل منزل مرا
💡 ولی چون خاک اصل پاک دارد نمود زهر من تریاک دارد
💡 نگه به جانب قصاب کن که حافظ گفت اگر تو زهر دهی به که دیگران تریاک
💡 جاردین ماتسون نقش مهمی در تاریخ استعمار هنگ کنگ بریتانیا، جنگهای تریاک در تاریخ چینی و اشغال ژاپن ایفا کرد.
💡 همچو صائب با مفرح سر کن و سرسبز باش هیچ زهری بهر اهل فکر چون تریاک نیست
💡 در مسمومیت با مشتقات تریاک مردمک آنقدر تنگ میشود که به مردمک سوزنی معروف است.