ترسیده گار

لغت نامه دهخدا

ترسیده گار. [ ت َ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) رجوع به ترسیده کار شود.

جمله سازی با ترسیده گار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آقای تینی با لحنی خوب با دارن رفتار کرد و دارن هم حسابی ازش خوشش اومد اما بعد از رفتن تینی دارن متوجه شد که ایورا حسابی ترسیده و سر جاش خشکش زده.

💡 واعظ ز منت خلق، ترسیده بسکه چشمم خواهم که رو نشویم با اشک آل مردم

💡 آنکه هستش نام شاه و شیر و شاه و شیر نیست اندرین گیتی که از وی نیست ترسیده به جان

💡 پیتر مجبور است تا صبح برای تایپ مقاله زمان بگذارد تا پول را از روزنامه دریافت کند، در این میان دخترک که از تنهایی خود ترسیده و از بازگشت پیتر ناامید است با کینگ وستلی تماس گرفته و او هم خیلی زود برایش یک مراسم مجلل ازدواج فراهم می‌کند.

💡 گفت با زنجیر، در زندان شبی دیوانه‌ای عاقلان پیداست، کز دیوانگان ترسیده‌اند

💡 به محض این که نامه‌های صفی میرزا به دست سرداران ایران می‌افتاد، از ترس جاسوسان شاه، نامه‌ها را پاره کرده و بعضی که بیشتر ترسیده بودند، نامه‌ها را به نزد شاه می‌فرستادند.

نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز