لغت نامه دهخدا
ترانه بستن. [ ت َ ن َ / ن ِ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) سرود و نغمه ساختن. نغمه سرایی و سرودگویی کردن:
ز گل به سینه بلبل هزار خار شکست
کنون ترانه بوصف بهار می بندد.
محمدحسن خان حسن ( از بهار عجم ) ( از آنندراج ) ( از ارمغان آصفی ).
ترانه بستن. [ ت َ ن َ / ن ِ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) سرود و نغمه ساختن. نغمه سرایی و سرودگویی کردن:
ز گل به سینه بلبل هزار خار شکست
کنون ترانه بوصف بهار می بندد.
محمدحسن خان حسن ( از بهار عجم ) ( از آنندراج ) ( از ارمغان آصفی ).
سرود و نغمه ساختن نغمه سرایی و سرود گویی کردن.
💡 به رشتههای نفس نغمهای جز ارّه نبود ازین ترانه که گفتی منم چه فهمیدی
💡 شهین حنّانه (زادهٔ ۱۳۱۹ [الف] - درگذشتهٔ ۱ تیر ۱۳۷۶) شاعر، ترانهسرا، نقاش، پژوهشگر و نویسنده اهل ایران بود.
💡 دل کز لبت چغانه به گوشش نمی زنم مست است، این ترانه به گوشش نمی زنم
💡 بیبر اولین خوانندهای بود که توانست در اولین اثر خود، ۷ ترانه در جدول ۱۰۰ اثر برتر بیلبورد داشته باشد.
💡 مشنو نوای ناله ما کاین ترانه را از شعلههای گوش گداز آفریدهاند
💡 بلبل اگر نه مست گل است این ترانه چیست؟ گر نیست عشق زمزمه ی عاشقانه چیست؟