ترانه بستن

مترادف‌ها

آواز خواندن، سرودن ترانه

لغت نامه دهخدا

ترانه بستن. [ ت َ ن َ / ن ِ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) سرود و نغمه ساختن. نغمه سرایی و سرودگویی کردن:
ز گل به سینه بلبل هزار خار شکست
کنون ترانه بوصف بهار می بندد.
محمدحسن خان حسن ( از بهار عجم ) ( از آنندراج ) ( از ارمغان آصفی ).

فرهنگ فارسی

سرود و نغمه ساختن نغمه سرایی و سرود گویی کردن.

جمله سازی با ترانه بستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 به رشته‌های نفس نغمه‌ای جز ارّه نبود ازین ترانه که گفتی منم چه فهمیدی

💡 شهین حنّانه (زادهٔ ۱۳۱۹ [الف] - درگذشتهٔ ۱ تیر ۱۳۷۶) شاعر، ترانه‌سرا، نقاش، پژوهشگر و نویسنده اهل ایران بود.

💡 دل کز لبت چغانه به گوشش نمی زنم مست است، این ترانه به گوشش نمی زنم

💡 بیبر اولین خواننده‌ای بود که توانست در اولین اثر خود، ۷ ترانه در جدول ۱۰۰ اثر برتر بیلبورد داشته باشد.

💡 مشنو نوای ناله ما کاین ترانه را از شعله‌های گوش گداز آفریده‌اند

💡 بلبل اگر نه مست گل است این ترانه چیست؟ گر نیست عشق زمزمه ی عاشقانه چیست؟

💡 آهنگساز جوان پس از ساعت‌ها تمرکز و الهام گرفتن از طبیعت، موفق شد در نهایت با ترانه بستن بر روی احساسات عمیق انسانی، قطعه‌ای ماندگار خلق کند.

💡 هنر ترانه بستن نیازمند ترکیب ظریف دانش موسیقی با توانایی‌های ادبی و شاعرانه است تا بتواند با روح و احساس شنونده به خوبی ارتباط برقرار کند.

💡 او که از کودکی علاقه زیادی به موسیقی داشت، تمام وقت خود را صرف یادگیری قواعد نظری و مهارت‌های مربوط به ترانه بستن و آهنگسازی می‌کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران