نغمه ساختن

مترادف‌ها

آهنگ ساختن، ترانه ساختن، نوا ساختن

لغت نامه دهخدا

نغمه ساختن. [ ن َ م َ / م ِ ت َ ] ( مص مرکب ) سرایی-دن. نغم-ه پ-رداخت-ن. آواز خواندن:
چگونه نغمه خاقانی نسازم عندلیب آسا
چو او گل گلشن آرائی نمی بینم نمی بینم.خاقانی.

فرهنگ فارسی

سراییدن ٠ نغمه پرداختن ٠ آواز خواندن ٠

جمله سازی با نغمه ساختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سپاه شام از آغاز حركت، دو هدف را در پيش روى خود مى ديدند، نخست فرو نشاندنشورش مدينه و سپس خاموش ساختن نغمه هاى مخالف آشوبهاى مكه. عبدالله بن زبير كهاز بيعت با يزيد امتناع ورزيده و براى ايمن ماندن از توطئه هاى دستگاه خلافت، به حرمامن پناه برده و در مكه ساكن شده بود، در طول اقامتش در مكه هوادارانى گرد آورده، سرياسازگارى با يزيد را برداشته بود.

💡 موسیقی‌دانان بزرگ همواره تلاش می‌کنند تا با ترکیب سازهای مختلف، نغمه ساختن آثاری ماندگار را که روح انسان را تازه می‌کند، تجربه کنند.

💡 شاعر در این اثر بلند، سعی کرده است با کلمات موزون، نغمه ساختن فضایی لبریز از عشق و امید را برای خوانندگان خود فراهم آورد.

💡 در آن شب آرام، صدای برخورد امواج با صخره‌ها گویی به معنای نغمه ساختن یک سمفونی بی‌نظیر از دل طبیعت بکر و وحشی بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران