لغت نامه دهخدا
تاج دوز. ( نف مرکب ) آنکه کلاه سقرلاتی دوازده ترک دوزد و آن پوشاک قزلباشان است... ( آنندراج ).
تاج دوز. ( نف مرکب ) آنکه کلاه سقرلاتی دوازده ترک دوزد و آن پوشاک قزلباشان است... ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 منصور که در دار جهان مغفور است خاک ره او تاج سر فغفور است
💡 قهرمان ملک طاعت دست بخت عقل کل در تاج آفرینش عارف پروردگار
💡 با سری کاو به تاج شد در خورد عهد خود را درست باید کرد
💡 تاج نورانی همی افتاد در پای زمین رایت ظلمت همی افراخت سر بر آسمان
💡 عشق تو که تاج سر سلطانان است در دست چو مادر پدری افتاده است
💡 بیاید بر آن سایه زیر درخت ز گنجور می خواهد و تاج و تخت