لغت نامه دهخدا
تابین باشی. ( اِ مرکب ) افسر اعظم لشکر، فوج. ( آنندراج ). این کلمه در ایران متداول نیست.
تابین باشی. ( اِ مرکب ) افسر اعظم لشکر، فوج. ( آنندراج ). این کلمه در ایران متداول نیست.
افسر اعظم لشکر فوج.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رضا به سن ۱۲ سالگی که رسید، توسط صمصام (از ابواب جمعی علیاصغرخان امینالسلطان صدراعظم)، یکی از بستگان خود وارد فوج سوادکوه و تابین (سرباز) شد. قرار گذاشتند هر سواری که بیمار شود یا غایب باشد، این پیادهٔ قزاق، به نیابت او سوار شده و وارد صف گردد. از خود وی نقل شده است که به هنگام ورود آن قدر خردسال بوده است که دیگران وی را سوار اسب میکردهاند.
💡 او در سن ۱۴ سالگی توسط صمصام (از ابواب جمعی علیاصغرخان امینالسلطان صدراعظم)، یکی از بستگان خود وارد فوج سوادکوه و تابین (سرباز) شد. از خود وی نقل شده است که به هنگام ورود آن قدر خردسال بوده است که دیگران وی را سوار اسب میکردهاند.
💡 او در سن ۱۴ سالگی توسط صمصام (از ابواب جمعی علیاصغرخان امینالسلطان صدراعظم)، یکی از بستگان خود وارد فوج سوادکوه و تابین (سرباز) شد. از خود وی نقل شده است که به هنگام ورود آنقدر خردسال بوده است که دیگران وی را سوار اسب میکردهاند.