بنیاد سنجی

مترادف‌ها

ارزیابی، سنجش

لغت نامه دهخدا

بنیادسنجی. [ ب ُ س َ ] ( حامص مرکب ) ژرف نگری. نکته سنجی. دقت. عاقبت اندیشی:
کسانی که از بازوی چاره سنج
ز بنیادسنجی کشیدند رنج.امیرخسرو ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

ژرف نگری ٠ نکته سنجی ٠ عاقبت اندیشی ٠ دقت ٠

جمله سازی با بنیاد سنجی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 جوش سیلاب غمم بین که نگویی دیگر چار دیوار عناصر ز چه بی بنیاد است

💡 زدی تا بیرق بیداد را در ملک نیکویی نشان مهر و بنیاد محبت از جهان گم شد

💡 شمع رخسار بتان خانه ز بنیاد بسوخت هرکه را چشم برین طایفه افتاد بسوخت

💡 یثرب از قتل تو گردید ز بنیاد خراب شام ویران شده از کشتن تو شد معمور

💡 تا غبار خط ازان رخسار می گردد بلند عاشقان را گرد از بنیاد می آید برون

💡 در پروژه‌های مهندسی بزرگ، انجام دقیق عملیات بنیاد سنجی برای اطمینان از پایداری سازه بر روی زمین‌های ناهموار و لرزه‌خیز، امری حیاتی و غیرقابل چشم‌پوشی است.

💡 کارشناسان متخصص با استفاده از تجهیزات پیشرفته، فرآیند بنیاد سنجی را برای ارزیابی میزان استحکام خاک و ظرفیت تحمل بار در محل ساخت ساختمان انجام می‌دهند.

💡 پیش از شروع هرگونه عملیات ساختمانی، نتایج گزارش بنیاد سنجی باید توسط تیم طراحی بررسی شود تا از بروز مشکلات احتمالی در آینده جلوگیری گردد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران