بلبل گشتن

لغت نامه دهخدا

بلبل گشتن. [ ب ُ ب ُ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) بلبل شدن. عاشق شدن. ( از آنندراج ):
در فکر که غنچه گشته ای باز
گل گرد که بلبل تو گردم.خان خالص ( از آنندراج ).و رجوع به بلبل شدن شود.

فرهنگ فارسی

بلبل شدن. عاشق شدن.

جمله سازی با بلبل گشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دسته ی گل، صبح در دستت چو بینم در چمن بلبل از بوی گل افتد مست و من از بوی تو

💡 شب نه تشویش صبا نی شور بلبل داشتم خلوتی تا صبحدم با سنبل و گل داشتم

💡 به حسرت دل ترا از رخنه های سینه می بیند چو آن بلبل که محو گلشن از چاک قفس باشد

💡 بلبل یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان قوری‌چای غربی بخش سراجو شهرستان مراغه واقع شده‌است.

💡 می زنم بر بوی تو اکنون نوا چون عندلیب کاش بشکفتی گلی زین بلبل الحانی مرا

💡 در خانه دلم گرفت از تنهائىرفتم بچمن چو بلبل شيدائىچون ديد مرا سرو سهى سرجنبانديعنى بچه داخوشى به بستان آئى (158) لطيفه

روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز