باغ حاجبی

لغت نامه دهخدا

باغ حاجبی. [ غ ِ ج ِ ] ( اِخ ) باغی بوده است به یزد. مؤلف تاریخ جدید یزد مینویسد: امیر یسودر متوجه یزد شد و چون به یزد آمد در باغ حاجبی که اکنون مقابر مسلمین است نزول کرد و آن باغی مشجر بود و در میان باغ کوشکی بود معمور. و آن باغ حاجب عزالدین لنگر ساخت و بباغ حاجبی مشهور بود. ( از تاریخ عصر حافظ ج 1 ص 65 ). یسودر، خارج شهر به باغ حاجبی که امروز مقابر مسلمین است فرود آمد... در زمان اتابکیان از آن روز که اتابک یوسف شاه یسودر را در آن باغ بکشت و بگذاشت و برفت آن باغ خراب شد و قصر و درخت همه ناچیز شد و آن همچنان خراب بود. در زمان بنی مظفر، شاه حسین بن مظفر برادر شاه یحیی آن را معمور کرد و بحالت زرع آورد و درگاه عالی بر در باغ نهاد، چون او وفات کرد و ترکه او قسمت کردند این باغ به دختر او رسید. ملکه مرحوم خواند سلطان آنرا وقف کرد بر مؤمنین و مؤمنات و این وقف در سال اربع و عشرین و ثمان ماءة ( 824 هَ. ق. ) بود. ( از تاریخ جعفری یزد چ افشار ص 26 و 133 و 134 ).

جمله سازی با باغ حاجبی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو در زد حاجبی گفتش که شاپور ازینجا برد آن مه را به دستور

💡 درامد حاجبی او را فرو برد باعزازی تمامش پیش او برد

💡 بابرو حاجبی کردی قمر را بمژگان صیدگه دل گه جگر را

💡 گر به‌پیش تخت او در حاجبی‌ گوید سخن حرمتش نیکو شناسد پاسخش درخور دهد

💡 بعد از آن دادش به دست حاجبی که چه ارزد این به پیش طالبی

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز