لغت نامه دهخدا
باغ خراب. [ خ َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان اسفندقه بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت که در 120 هزارگزی جنوب ساردوئیه و 6 هزارگزی جنوب راه فرعی بافت به جیرفت واقع است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
باغ خراب. [ خ َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان اسفندقه بخش ساردوئیه شهرستان جیرفت که در 120 هزارگزی جنوب ساردوئیه و 6 هزارگزی جنوب راه فرعی بافت به جیرفت واقع است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
باغ خراب، روستایی در دهستان امیرآباد بخش صوغان شهرستان ارزوئیه در استان کرمان ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۶۸ نفر ( ۲۱ خانوار ) بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خرمی بی غم نمی باشد درین باغ خراب خنده گل دارد از پی اشک ریزان گلاب
💡 همچو برگ گل، سرخود گیر از این باغ خراب از زمین و آسمان چون عافیت دوری گزین
💡 چند از ستم فلک درین باغ خراب گریم چو سحاب
💡 چون میرمحمد شد از این باغ خراب یک خنده چو گل نکرده بیرون بشتاب