لغت نامه دهخدا
باز زدودن. [ زِ / زُ دَ ] ( مص مرکب ) زدودن. پاک کردن:
غمی که چون سپه زنگ ملک دل بگرفت
ز خیل شادی روم رخت زداید باز.حافظ.
باز زدودن. [ زِ / زُ دَ ] ( مص مرکب ) زدودن. پاک کردن:
غمی که چون سپه زنگ ملک دل بگرفت
ز خیل شادی روم رخت زداید باز.حافظ.
پاک کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برای زدودن این پرزها، نخ را از یک محفظه شعله مانند عبور میدهند تا پرزهای سطحی آن سوزانده شود و در دوخت و سایر مراحل ایجاد مشکل ننماید.
💡 کاربردهای عمومی در صنعت: تمیزسازی حرارتی برای زدودن رنگ، ورنی ها، و پوشش ها از قطعات صنعتی استفاده می کنند.
💡 توبه بهترين راه براى زدودن بديهاى نفس است، بديهايى كه سبب شقاوت و بدبختىانسان در زندگى دنيا و آخرت مى شود و او را از ورود به ساحت قدس الهى محروم مىكند. امير مؤ منان على (ع ) فرموده است:
💡 از زدودن بیطراوت نیست زنگار خطت شسته میبالد بهار سبزهات از آب تیغ
💡 قـرآن هـم خـودش ذكـر اسـت و هـم داراى ذكر ذكر به معنى يادآورى و زدودن زنگار غفلت ازصفحه دل، ياد خدا، ياد نعمتهاى او ياد دادگاه بزرگ رستاخيز، و ياد هدف خلقت انسان.
💡 در اين آيات همچنان سخنان مؤ من آل فرعون ادامه مى يابد: در يك بررسى اجمالى درآيات گذشته و آينده و آيات مورد بحث چنين به نظر مى رسد كه (مؤ منآل فرعون ) براى نفوذ در قلب تيره فرعون و فرعونيان و زدودن زنگار كبر و كفر ازآنها سخنان خود را در پنج شكل و مقطع مطرح كرد: