لغت نامه دهخدا
بادنجان دشتی. [ دَ / دِ جا ن ِ دَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بادنجان صحرائی. بادنجان بری. به هندی کتائی بزرگ. ( الفاظالادویه ). بهت کتائی. و بزرگ آنرا بهرتا گویند. ( مخزن الادویه ). و رجوع به بادنجان بری و صحرائی شود.
بادنجان دشتی. [ دَ / دِ جا ن ِ دَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بادنجان صحرائی. بادنجان بری. به هندی کتائی بزرگ. ( الفاظالادویه ). بهت کتائی. و بزرگ آنرا بهرتا گویند. ( مخزن الادویه ). و رجوع به بادنجان بری و صحرائی شود.
بادنجان صحرایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خورش بادنجان یکی از انواع خورش است که از گوشت قرمز (گوشت بدون چربی یا ماهیچه)، پیاز داغ، روغن، بادنجان، زردچوبه، رب گوجهفرنگی، آبغوره، زردچوبه و نمک و فلفل تهیه میشود.
💡 يـكى از اصحاب مى گويد امام على نقى (ع )، به يكى از پيشكاران خود فرمود: براى مابادنجان تهيه كن؛ زيرا بادنجان در وقت احتياج بدن به مواد گرمى، گرم، و در موقعنـيـاز بدن به مواد سردى، سرد (20) است، و بطور كلى در همه اوقات و در هر حالىمعتدل است.