باد گنجی

لغت نامه دهخدا

باد گنجی. [ دِ گ ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به باد کنجی شود.

جمله سازی با باد گنجی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ازناوله گنجی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان سلسله در استان لرستان ایران است.

💡 گنجی تو اگر بیت خرابیست مترس بیدار شو از جهان که خوابیست مترس

💡 سرسپرده فیلمی به کارگردانی ایرج قادری، نویسندگی سعید مطلبی و ایرج گنجی‌زاده و تهیه‌کنندگی ایرج گنجی‌زاده محصول سال ۱۳۵۶ است.

💡 دست تو در گل ما مهر تو در دل ما نوریست در ظلامی، گنجی است در خرابی

💡 جابِر عبداللّه گوید رَضِیَ اللّهُ عَنْهُ که پیغامبر صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ گفت قناعت گنجی است که بنرسد.

💡 هرکجا گنجی که گنجور وجودش پاس داشت شد به خاک تیره یکسان در خراب آباد تو