لغت نامه دهخدا
باد راندن. [ دَ ] ( مص مرکب ) موجب اخراج ریح شدن.
باد راندن. [ دَ ] ( مص مرکب ) موجب اخراج ریح شدن.
موجب اخراج ریح شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سلطنت سدوزایی هرات حکومتی بود که در سال ۱۷۱۶ میلادی توسط افغانهای ابدالی پس از بیرون راندن صفویان ایران در ولایت هرات تأسیس شد. آنها در سال ۱۷۳۲ به دست افشاریان سقوط کردند.
💡 شناسای عیار قلب شاهی ای شهنشه کو که توسن راندن و شاهانه ترکش بستنت بیند
💡 گروههای ترکمن از «سوءاستفادههای مشابه توسط مقامات کرد گزارش میدهند که نشاندهنده الگوی تبعیض، آزار و اذیت و به حاشیه راندن فراگیر است».
💡 هردم از چشمم چو اشک گرمرو راندن که چه تا چه افتادست کز چشم شما افتادهام
💡 این عملیات در تاریخ ۳ آبان ۱۳۵۹ با هدف عقب راندن ارتش عراق از منطقه شرق کارون صورت گرفت.