لغت نامه دهخدا
نیم بار. ( ق مرکب ) نیم دفعه. کنایه از لحظه ای کوتاه:
هر که به کوی تو نیم بار فروشد
جان به یکی دم هزار بار برآورد.خاقانی.
نیم بار. ( ق مرکب ) نیم دفعه. کنایه از لحظه ای کوتاه:
هر که به کوی تو نیم بار فروشد
جان به یکی دم هزار بار برآورد.خاقانی.
نیم دفعه ٠ کنایه از لحظه ای کوتاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چشمان نیمخواب تو ماند برخ همی چون نیم بار نرگس شهلا در آفتاب
💡 به این شادم که بر دلها نیم بار از گرانجانی اگر باری ز بی برگی ز دلها برنمی دارم
💡 التفاتی زتوسرمایۀ ملکی باشد نیم بار از نظر لطف درین بنده نگر