باد در کلاه بود

لغت نامه دهخدا

باد در کلاه بودن. [ دَرْ ک ُ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از مغرور و متکبر بودن. ( آنندراج ) ( مجموعه مترادفات ص 256 ). و رجوع به باد در زیر دامن داشتن وباد در سر کردن و باد در سرداشتن و باد در سر افکندن و باد در کلاه افکندن و باد در کلاه داشتن و باد سنجیدن و باد در سر شدن و باد شود. || خیال فاسد و اندیشه تباه کردن. ( آنندراج ). رجوع به باد سنجیدن و باد در کلاه افکندن و باد در کلاه داشتن و باد در سر افکندن و باد در سر داشتن و باد در سر کردن و باد در زیر دامن داشتن و باد در سر شدن و باد شود.

جمله سازی با باد در کلاه بود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بنه کلاه و کمر گر سر سفر داری که راه سخت مخوفست و روز بس کوتاه

💡 بیدل به گیرودار نفس آنقدر مناز آیینه کن شکست کلاه حباب را

💡 اصفهانی در ۱۲ بهمن ۹۲ ترانه زرین کلاه را که توسط خود آهنگسازی شده و با سنتور و تنظیم مجید اخشابی درست شده را منتشر نمود.

💡 گارد تشریفاتی ارتش سوئد هم هنگ نارنجک‌انداز نام دارد. این سربازان در مراسم‌های تشریفاتی حضور دارند و کلاه‌های خزخرس می‌پوشند.

💡 ربوده‌اند کلاه هزار خسرو را قبای لعل ببخشیده چهره ما را

💡 ز آتش غیرت رود دودم به سر اهلی چو شمع از زبان هر که نام کج کلاهی بشنوم

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز