لغت نامه دهخدا
اهمال ورزیدن. [ اِ وَ دَ] ( مص مرکب ) غفلت و تهاون و سستی کردن و فروگذار کردن: یکی میگفت گناه تست که از پاس آن اهمال ورزیدی. ( منتخب لطایف عبید زاکانی چ برلن ص 163 ).
اهمال ورزیدن. [ اِ وَ دَ] ( مص مرکب ) غفلت و تهاون و سستی کردن و فروگذار کردن: یکی میگفت گناه تست که از پاس آن اهمال ورزیدی. ( منتخب لطایف عبید زاکانی چ برلن ص 163 ).
غفلت و تهاون و سستی کردن و فرو گذار کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن منم که دیده نیالودهام به بد دیدن
💡 خم دو زلف تو بر لاله حلقه در حلقه به سنگ خاره درآموخت عشق ورزیدن
💡 گفتی که جلالا پس ازین کام دلت چیست ای سرو روان مهر تو ورزیدن ازین پس
💡 ار آرزوی هر دو جهان در دل ما هست در هر دو جهان مهر تو ورزیدن ازین پس
💡 طاعت باده پرستان چه به مسجد چه بدیر عشق ورزیدن رندان چه حقیقت چه مجاز