چفتک
مترادفها
لگد
لغت نامه دهخدا
چفتک. [ چ َ / چ ُ ت َ ] ( اِ ) نام مرغی است درازگردن که پیوسته در کنار آب نشیند و او را «کاروانک » نیزگویند و با چرغ و باز شکارش کنند. ( برهان ). مرغی است درازگردن که در کنار آبها نشیند و باز شکارش کند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). پرنده ای است که او را چوبینه و کاروانک نیز گویند. ( شرفنامه منیری ). جانوری است که گوشت آن خالی از لذتی نباشد وکاروانک نیز گویند.( جهانگیری ). مرغی درازگردن که پیوسته در کنار آب نشیند و کاروانک و کلنگ نیز گویند. ( ناظم الاطباء ). چفنک. چگرنه. و رجوع به کاروانک و چفنک و چکرنه شود.
فرهنگ عمید
= کاروانک
جمله سازی با چفتک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مبارز با حرکتی سریع و ناگهانی یک چفتک به حریف خود زد و توانست در عرض چند ثانیه بر او پیروز شود و برنده مسابقه باشد.
💡 او با یک چفتک مهلک سعی کرد تعادل حریف را بر هم بزند، اما حریف با مهارت بسیار بالا توانست از این حمله جان سالم به در ببرد.
💡 در برخی از بازیهای سنتی، استفاده از چفتک برای جابجا کردن مهرهها یا بازیکنان یکی از تکنیکهای بسیار مهم و ظریف برای پیروزی در بازی است.