سروت

لغت نامه دهخدا

سروت. [ س ُ ] ( اِ ) سرود. ( آنندراج ).
سروة. [ س َرْ / س ِرْ / س ُرْ وَ ] ( ع اِ ) تیر خُرد کوتاه و گفته اند تیر دراز پهن پیکان. ( از اقرب الموارد ) ( از آنندراج ).
سروة. [ س ِرْ وَ ] ( ع اِ ) ملخ ریز که هنوز بر شکل کرم باشد. ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ). ملخ ریزه ای که هنوز بر شکل کرم باشد. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

سرود

جمله سازی با سروت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فیضی که ز سروت چمن عرش بیندوخت از دست و کنار تو بود لوح و قلم را

💡 از باشگاه‌هایی که در آن بازی کرده‌است می‌توان به باشگاه فوتبال سروت ۱۸۹۰، باشگاه فوتبال سیون، و باشگاه فوتبال لوگانو اشاره کرد.

💡 آندریا ماکوپی (زاده ۲۲ ژانویه ۱۹۸۷)، بازیکن فوتبال ایتالیایی است که برای باشگاه سوئیسی سروت ۱۸۹۰ بازی می کند.

💡 از باشگاه‌هایی که در آن بازی کرده‌است می‌توان به باشگاه فوتبال سروت ۱۸۹۰ و باشگاه ورزشی یانگ بویز برن اشاره کرد.

💡 چون سرو خشک زارم چون ماه نو نزارم ز آن قد هم چو سروت ز آن روی هم چو ماهت

💡 دست بگشای و ببین دل پی دل بر سروت پای بگذار و ببین جان پی جان زیر قدم

پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
روح یعنی چه؟
روح یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز