بی عرضگی

لغت نامه دهخدا

بی عرضگی. [ ع ُ ض َ / ض ِ ] ( حامص مرکب ) بی لیاقتی ( در تداول عوام ). رجوع به بی عرضه شود.

فرهنگ عمید

بی عرضه بودن.

فرهنگ فارسی

حالت و کیفیت بی عرضه

جمله سازی با بی عرضگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جوادی آملی در دیدار با معاون رئیس‌جمهور خطاب به مسئولان گفت: کارمندی که رشوه بگیرد وقتی به مقام بالاتری برسد اختلاس می‌کند. معنایی ندارد ادارات دولتی برای راه انداختن کار مردم پول بگیرند، این کار وظیفه آنهاست. خیلی بدیهی است که در کشور نباید اختلاس و حقوق‌های نجومی باشد، فهم این مسئله نیاز به سواد خاصی ندارد. در کشور بودجه‌های فراوانی هست، اما اختلاس هم فراوان است. برخی از کشورهای اروپایی به اندازه یک استان ما هم نیستند اما با گل فروشی اقتصاد خود را اداره می‌کنند، اما کشور ما با داشتن این همه امکانات از قبیل نفت و معادن، بی عرضگی برخی مدیران جلوی پیشرفت آن را گرفته است.

💡 داستان انیمیشن از جایی شروع می‌شود که مسابقات دزد دریایی سال در حال برگزاری است و هر دزدی که بتواند بیشترین غنیمت را جمع‌آوری کند به این عنوان دست می‌یابد. ناخدا دزده که همیشه در این مسابقات آخر می‌شده‌است این بار برای قهرمانی در این مسابقات شرکت می‌کند؛ ولی به علت بی عرضگی خود و خدمه‌اش همیشه به کشتی ارواح و اجنه حمله می‌کند که هیچ طلایی ندارند. او بالاخره به کشتی دانشمندی به نام چارلز داروین حمله می‌کند و داروین با دیدن دودوی او که آخرین دودوی دنیاست پیشنهاد شرکت در مسابقات دانشمند سال را می‌کند ولی …

دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز