لغت نامه دهخدا
انده وابردن. [ اَ دُه ْ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) اندوه بردن. تفریج. ( تاج المصادر بیهقی ). رجوع به انده بردن شود.
انده وابردن. [ اَ دُه ْ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) اندوه بردن. تفریج. ( تاج المصادر بیهقی ). رجوع به انده بردن شود.
اندوه بردن. تفریج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به روز انده گسارم آفتابست که چون رخسار تو با نور و تابست
💡 چو بگذشت بر سر مرا سال سی فراز آمدم رنج و انده بسی
💡 کنون گر ز من گشت آشفته کار هم از من نکو گردد انده مدار
💡 نه مر دلم را با با لشکر غمان طاقت نه مر تنم را با تیر اندهان جوشن
💡 گرت رغبت آید که انده خوری کنی سوگواری و ماتمگری
💡 جان که یک ذره انده تو بیافت در طربخانهٔ سرور افتاد