لغت نامه دهخدا
انده شکن. [ اَ دُه ْ ش ِ ک َ ] ( نف مرکب ) زایل کننده اندوه. ازبین برنده غم و غصه:
هم او میگسار است و هم چنگ زن
هم اوچامه گویست و انده شکن.فردوسی.یکی پای کوب و دگر چنگ زن
سدیگر خوش آواز و انده شکن.فردوسی.
انده شکن. [ اَ دُه ْ ش ِ ک َ ] ( نف مرکب ) زایل کننده اندوه. ازبین برنده غم و غصه:
هم او میگسار است و هم چنگ زن
هم اوچامه گویست و انده شکن.فردوسی.یکی پای کوب و دگر چنگ زن
سدیگر خوش آواز و انده شکن.فردوسی.
زایل کننده اندوه. از بین برنده غم و غصه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو تن برکشیدی، نگارین بمرد دل کوش گفتی به انده سپرد
💡 مگر انده ویس گلروی خورد که گل همچو رامین شد از مهر زرد
💡 به جان تو کز غم به جان آمدم تن از اندهان ناتوان آمدم
💡 شاها، گذشت انده و وقت طرب رسید آمد بصدرت از شرف جاودان حشر
💡 کی داند انده شب تنهانشستگان؟ ای آن که مست در بر جانان غنودهای
💡 چو دل گرم باشند یار همند به هر درد و انده به هم محرمند