لغت نامه دهخدا
اسود راعی. [ اَ وَ دِ ] ( اِخ ) رجوع به اسلم اسود شود.
اسود راعی. [ اَ وَ دِ ] ( اِخ ) رجوع به اسلم اسود شود.
💡 فاصله آن تا رکن اسود ۵۲/ ۱۱ متر است.
💡 ديلمى گويد: من از نزد آزاد بيرون شدم و در نظر داشتم از قصر خارج گردم. در اينهنگام اسود از اتاق خارج شد و تا مرا ديد بسيار ناراحت گرديد. وى در حالى كهديدگانش از فرط غضب سرخ شده بود گفت: از كجاآمده اى و چه كسى به شما اجازه دادبدون اذن من به خانه وارد شوى ؟ ديلمى گويد: وى سرم را چنان فشار داد كه نزديكبود از پا درآيم.