اخور چرب

لغت نامه دهخدا

( آخور چرب ) آخور چرب. [ خ ُ رِچ َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به آخر چرب شود.

فرهنگ معین

( آخورچرب ) ( ~. چَ ) (ص مر. ) کسی که در رفاه و نعمت باشد، بسیاری مال.

جمله سازی با اخور چرب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چرب می سازد علم از خون آهوی حرم رحم در خاطر ندارد، غمزه جادوست این

💡 پيامبر اكرم (ص ) وقتى غذاى چرب مى خوردند آب كمتر مى نوشيدند و مى فرمودند آبكمتر براى غذاى من گواراتر است.

💡 قانون اصلی در مورد رژیم غذایی مقابله‌کننده با سلولیت عبارت است از: محدود کردن مصرف چربی و فست فودها و بر خورداری از فعالیت بدنی مکفی.

💡 می شود از خط دل سنگین خوبان چرب نرم عذرخواه از مومیایی سنگ پیدا می کند

💡 به خون خویش علم چرب کرده ایم چو شمع که خود نخست ز خصمان به خود اسیر شدیم

💡 شعله سان گردن مکش، از چرب نرمیهای او آب شمشیر است نرمیهای این چرخ برین

گده یعنی چه؟
گده یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز