لغت نامه دهخدا
ابن جلیس. [ اِ ن ُ ج َ ] ( اِخ ) به سال 213 هَ.ق. به همدستی عبدالسلام بمخالفت مأمون خلیفه قیام کرد و بزمان معتصم والی مصر را بکشت و در 214 معتصم به مصر رفت و عبدالسلام و ابن جلیس را مقتول کرد و فتنه مصر بنشاند.
ابن جلیس. [ اِ ن ُ ج َ ] ( اِخ ) به سال 213 هَ.ق. به همدستی عبدالسلام بمخالفت مأمون خلیفه قیام کرد و بزمان معتصم والی مصر را بکشت و در 214 معتصم به مصر رفت و عبدالسلام و ابن جلیس را مقتول کرد و فتنه مصر بنشاند.
بهمدستی عبدالسلام بمخالفت مامون خلیفه قیام کرد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چارمین باشد انیس و یا جلیس اندر این منزل بود روح نفیس
💡 مرا بود همه گر پادشاه عصر جلیس مرا بود همه گر فیلسوف عهد ندیم
💡 بیاد یوسف کنعان بگرگ هم سفرم ببوی الفت رحمان جلیس با شیطان
💡 در جلیس این جسم تو چون جان شود در حریم حضرت جانان شود
💡 در جلیس آ همچو مردان ای فقیر تا ز اسرار نهان گردی خبیر
💡 منم باتو تو با من هم جلیسی چرا درمانده در نفس خسیسی