ییلاقات

لغت نامه دهخدا

ییلاقات. [ ی َی ْ / ی ِی ْ ] ( اِ ) ج ِ ییلاق، به معنی تابستانگاه. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به ییلاق شود.

فرهنگ فارسی

جمع ییلاق به معنی تابستانگاه

جمله سازی با ییلاقات

💡 در ابتدا ساکنان این روستا کوچ نشین بوده اند که در فصول سرد سال در روستا ساکن می شده اند و در فصول گرم سال به ییلاقات واقع در ارتفاعات کوه و دشت بلخان کوچ می کرده اند، هرچند که در حال حاضر تمامی ساکنان به یکجا نشینی و سکونت در روستا روی آورده اند.

💡 کارخانه‌های سیمان جز آلوده‌کننده‌ترین صنایع برای طبیعت می‌باشند، لذا با شروع به کار این کارخانه متأسفانه شاهد روزهای تلخی برای ییلاقات و کوهستانهای دیلمان خواهیم بود.

💡 یکی از ییلاقاتی که ناصرالدین‌شاه بدان دلبستگی بسیار داشت، روستای شهرستانک بود در شمال کوه توچال. هوای خوش و چشم‌انداز دل‌انگیز آن، دل از ناصرالدین‌شاه برده بود و شهرستانک جای دلخواهش شده بود. شاه دستور داد در آنجا کاخی ویژه بسازند. هنوز هم این کاخ پابرجاست.

💡 بلوک شمیران... از کمال خضرت و صفا و نضرت و بها از حیز توصیف بیرون است. بلوک شمیران که به شمع ایران معروف بوده بهترین ییلاقات دنیاست.

💡 گرچه این روستا در زمستان خالی از سکنه است ولی در فصل گرما یکی از مهم‌ترین ییلاقات شهر کاشان بشمار می‌رود که به دلیل داشتن کوهستان‌ها و ارتفاعات زیبا و خنک، می‌تواند گردشگران و کوهنوردان را به خود جلب کند.

💡 اما اختلافات داخلی و درگیری‌های خارجی با خان‌های محلی، و تأثیرات ناشی از سقوط مصدق در ترکیب گروه‌های قدرت، و غیره موجب از کف رفتن ییلاقات متعلق به ایل و اسکان عشایر بغدادی می‌شود..