گوزده

لغت نامه دهخدا

گوزده. [ دَ / دِ ] ( اِ ) نوعی از صمغ باشد که رنگ آن به سرخی زند و از بوته خاری حاصل شودکه آن را جهودانه میگویند، و به عربی عنزروت خوانند، و به فتح زای فارسی هم آمده است. ( برهان ) ( مهذب الاسماء ). کنجده. ( مهذب الاسماء ). و آن صمغ راکلک نیز خوانند. ( جهانگیری ) ( انجمن آرا ). || و نیز جانوری باشد شبیه به ملخ که شبها فریاد کند. ( برهان ). گوزده. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ) جراسک. جرواسک.

جمله سازی با گوزده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زشوق دامن وصلش بطور سیر معانی دو صد کلیم ارنی گوزده است چاک بقرطق

بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز