عنزروت

لغت نامه دهخدا

عنزروت. [ ع َ زَ ] ( معرب، اِ )معرب «انزروت » فارسی است، که آن صمغی باشد. ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). رجوع به انزروت شود.

جمله سازی با عنزروت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کانکه با چشم عنکبوت بُوَد مگسش تخم عنزروت بُوَد

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران