گلیران

لغت نامه دهخدا

گلیران. [ گ ُ ] ( اِخ ) دهی است از بخش بندپی شهرستان بابل که در 40000گزی جنوب بابل واقع شده است. هوای آن سرد و دارای 105 تن سکنه است. آب آنجا ازچشمه تأمین میشود. محصول آن لبنیات و شغل اهالی گله داری و راه آن مالرو است. ساکنان آن در زمستان به قشلاق بندپی میروند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).

جمله سازی با گلیران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شهرستان بابل دارای ییلاقات بسیار زیادی است از جمله شِیج موسی، لِهه (لِحه)، شاه لینگ چال (شالینگِچال)، نیراسم (نِراسم) و همچنین سِلبِن، اَنیژدون (اَنیجدان)، تِته، گلیران، کلاپی، دَمیلِرز، اُطاقسی، دوزاخ بِن و …

💡 شهرستان بابل دارای ییلاقات بسیار زیادی است از جمله فیلبند، شیج موسی، لهه، شاه لینگ چال، نیراسم و همچنین سلبن، انیژدون، تته، گلیران، کلاپی، دمیلرز، اتاقسی، دوزاقبن، اسب خونی، امام زاده حسن، اله تهمر، یخچال پشت،تخت گاه،و...

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز